گرداب امتحان

امتحان و ارزشيابي در نظام آموزشي ما مثل هيولايي وحشتناک، اضطراب و نگراني دانش آموزان را به دنبال دارد. هرچند امتحان مفهومي فراتر از آنچه در ذهن معلمان و دانش آموزان است، دارد ولي همچنان شاهد تاثيرات منفي نگرش غلط از ارزشيابي گريبانگير کودکان و نوجوانان در مدارس هستيم. ارزشيابي به عنوان يکي از فعاليت هاي آموزشي بعد از تدريس قسمتي از فرايند يادگيري است. يادگيري با مفهوم تغيير رفتار با استفاده از روش ها و امکانات مختلف زماني به سرانجام مي رسد که ارزشيابي جايگاه درست و واقعي خود را در فرايند تدريس و آموزش پيدا کند. وقتي که معلمين تمام تمرکز و تلاش خود را براي موفقيت دانش آموزان در امتحان بکار مي برند; ارزشيابي از مفهوم واقعي خود فاصله مي گيرد. در واقع ارزشيابي که بايد ملاک رسيدن يا عدم رسيدن به هدف هاي آموزشي باشد تبديل به هدف هاي آموزشي مي شود. ارزشيابي در عين اينکه بايد همواره در مراحل مختلف فرايند آموزشي وجود داشته باشد نبايد به عنوان هدف مطرح شود. به کارگيري صحيح ارزشيابي يکي از فعاليت هاي مهم آموزشي معلمان است که سبب مي شود معلم از ميزان يادگيري شاگردان، اشکالات و نقص هاي موجود در هدف ها، محتوا و شيوه ها و وسايل آموزشي آگاه شوند و ميزان آمادگي دانش آموزان براي فعاليت هاي بعدي مشخص شود. در واقع ارزشيابي همچون ديگر فعاليت هاي آموزشي مشخص مي کند که معلم و شاگرد تا چه حد به هدف هاي آموزشي دست يافته اند. ارزشيابي اغلب با آزمون و اندازه گيري تعبيري مترادف مي يابد. در حالي که ارزشيابي عملي فراتر از آزمودن و اندازه گيري است. آزمون و اندازه گيري زماني انجام مي شود که لازم باشد توانايي يا ديگر ويژگي هاي دانش آموزان به صورت کمي مشخص شود. در واقع اندازه گيري آموخته هاي شاگردان را به صورت اعداد در اختيار معلمين مي گذارد و آزمون که يکي از روش هاي اندازه گيري است به سوالاتي گفته مي شود که در اختيار شاگردان قرار مي دهند تا به آن ها پاسخ گويند. ارزشيابي اطلاعات به دست آمده از طريق آزمون و اندازه گيري را تفسير مي کند. در حاليکه اندازه گيري، توصيفي کمي از وضعيت شاگردان به دست مي دهد; ارزشيابي هم توصيف کمي و هم کيفي از رفتار ارائه مي دهد که اين توصيف کيفي بر اساس اطلاعات معتبر و معيارهاي ويژه اي بايد صورت گيرد و هدف هاي آموزشي تعيين کننده معيارهاي مذکور هستند; که آيا شاگردان به هدف هاي در نظر گرفته شده در محتواي دروس رسيده اند يا نه؟ امتحان يا ارزشيابي به عنوان فرايندي که ميزان  پيشرفت دانش آموزان را در رسيدن به هدف هاي آموزشي تعيين مي کند بايد به صورت منظم و متوالي صورت گيرد چراکه يادگيري امري است متوالي و به هم پيوسته. کسب مهارت و دانش در هر زمينه مستلزم داشتن زمينه ها و مقدماتي است که به عنوان آمادگي براي يادگيري مهارت هاي جديد ضروري است. يکي از کارکردهاي ارزشيابي تعيين ميزان اين آمادگي است. در واقع ارزشيابي، نارسائي ها و نقص هاي موجود در آموخته هاي دانش آموزان را مشخص مي کند و نشان مي دهد که آن ها چه مطالبي را فراگرفته اند و چه مفاهيمي را نياموختند و راهنماي معلم در تصميم گيري براي تنظيم فعاليت هاي آموزشي جديد است. اين نوع ارزشيابي که ارزشيابي تشخيصي ناميده مي شود در آغاز هر فعاليت آموزشي انجام مي شود، به معلم کمک مي کند تا مراحل بعدي تدريس را طراحي کند، نيازهاي دانش آموزان را تشخيص مي دهد و معيار مناسبي براي شروع نقطه فعاليت هاي آموزشي در اختيار او قرار مي دهد. زماني که فعاليت آموزشي و يادگيري شاگردان در حال شکل گيري است نياز است که معلم و دانش آموز از ميزان پيشرفت خود مطلع شوند. به اين منظور ارزشيابي مرحله اي يا تکويني که در پايان هر بخش از مطالب تدريس شده ضروري به نظر مي رسد ارزشيابي تکويني اشکالات و کمبودهاي موجود در تدريس و هم يادگيري دانش آموزان را مشخص مي کند و چون فرايند يادگيري در حال انجام است معلم فرصت ترميم، اصلاح يا ايجاد تغييرات لازم در روش هاي تدريس خود را مي يابد و دانش آموز نيز اشکالات و ضعف هاي يادگيري خود را ملاحظه مي کند و در رفع آن ها مي کوشد. ولي آن نوع ارزشيابي که در مدارس ما اتفاق مي افتد ارزشيابي پاياني است که در پايان يک دوره يا ترم آموزشي صورت مي گيرد و مقدار آموخته هاي شاگردان را در طول يک دوره آموزشي براي دادن نمره يا صدور گواهينامه مشخص مي کند. ارزشيابي پاياني  هدف هاي نهايي آموزشي را بررسي مي کند و به عنوان تجربه اي براي طراحي و اجراي فعاليت هاي آموزشي بعدي کاربرد دارد. ناديده گرفتن هر يک از انواع ارزشيابي فرآيند آموزش را دچار نقص مي کند آگاهي از مشکلات کمبودها و ايرادات موجود در هر يک از بخش هاي فعاليت هاي آموزشي از طريق ارزشيابي مشخص مي شود. ارزشيابي تشخيصي نقطه شروع فعاليت آموزشي را مشخص مي کند. ارزشيابي تکويني نقاط ضعف روش ها و شيوه تدريس معلم و نيز اشکالات موجود در آموخته هاي دانش آموزان را به آن ها مي نماياند و به علت داشتن زمان کافي فرصت اصلاح و رفع مشکلات شاگرد و معلم را به آن ها مي دهد. ارزشيابي پاياني زماني اعتبار و ارزش واقعي خود را دارد که بعد از گذراندن دو نوع ارزشيابي ديگر انجام گرفته باشد. اکثر دانش آموزان با تصور اينکه در روزهاي پاياني سال تحصيلي درس هاي ناخوانده را مطالعه خواهند کرد و با سپردن اطلاعات موجود در کتاب هاي درسي در حافظه کوتاه مدت خود نمره کافي براي دريافت مدرک و گواهي ورود به کلاس بالاتر را خواهد گرفت خود را از يادگيري معنادار و عميق محروم مي کند و اين بيش از آنکه متوجه دانش آموز باشد مربوط به سيستم ارزشيابي است که هم معلم و هم دانش آموز را به حفظ و تمرين مطالب بي معنا و دشوار براي موفقيت در جريان ارزشيابي مي کشاند و ارزشيابي را هدف فرآيند آموزش و يادگيري مي سازد. هدفي که اين روزها جامعه آموزشي را در خود غرق کرده است.

منبع : /www.ebtekarnews.com

نقش ارزشيابي مستمر در فرايند آموزش  چيست ؟

ارزشيابي مستمر يا سازنده بخشي از فرايند  آموزش تلقي  مي شود. به اين  معنا که ارزشيابي در جريان آموزش جاري است و معلم به طور مرتب با  آن درگير است. ارزشيابي مستمر  در طراحي برنامه درسي  معلم جاي خاصي دارد. يعني معلم  از نتايج سنجش مستمر در تعيين گام بعدي خود در آموزش استفاده مي کند و به اين دليل است که آموزش و ارزشيابي در هم تنيده مي شوند و دانش آموز رشد مي کند. ارزشيابي تشخيصي هم نوعي ارزشيابي مستمر و سازنده است، زيرا هدف آن دريافت کاستي ها و مشکلا ت و خطاهاي احتمالي دانش آموز است تا در طراحي مراحل بعدي آموزش مورد استفاده قرار گيرد.
درسنجش و ارزشيابي رشد دهنده، استفاده از نتايج ارزشيابي حد اقل به اندازه جمع آوري آنها اهميت دارد. در فرايند چنين ارزشيابي دانش آموزان نقش اساسي  دارند، چون آنان هستند که در مرکز يادگيري قرار دارند و نقش  اصلي  را در پرورش يا اصلا ح  يک آموخته ايفا مي کنند. هر چه دانش آموزان   بيشتر درفرايند آموزش سهيم شوند، بهتر و بيشتر مي توانند آموخته هاي خود را در ابعاد مختلف گسترش دهند يا بهبود بخشند; به عبارتي  شيوه آموختن را بهتر ياد مي گيرند
.
به يک مثال که در آن به نقش ارزشيابي در فرايند آموزشي مي پردازند، توجه کنيد:
فرض کنيد معلم دانش آموز را در فعاليتي درگير کرده است تا از اين طريق اطلا عات مناسبي درمورد حدود آموخته هاي او جمع آوري کند. او در اين راه از شيوه هاي مختلف استفاده مي کند، با دانش آموز گفتگو مي کند، بر کار او نظارت دارد... سپس اطلا عاتي که جمع آوري کرده است، تفسير مي کند. در اين کار معلم ضمن توجه به هدف ها، به تجارب و يافته هاي قبلي دانش آموز نيز توجه دارد. 
بنابراين زماني که دانش آموز را ارزشيابي مي کند، با توجه به هدف هاي آموزشي، به جزئيات پيشرفت دانش آموز و بهبود يافته هاي او نيز نظر دارد. در اين فرايند دانش آموز نيز نقش دارد، زيرا فرصت مي کند تا کار خود را ارزيابي کند و دريابند که تا چه حد رضايت بخش است يا اين که مي توانست بهتر باشد.
گفت وگو در مورد کار و نتيجه آن جزئي از فرايند تعاملي است که بين معلم و دانش آموز انجام مي شود و بخشي از هدف ارزشيابي مستمر و رشد دهنده است.
براي ارزشيابي مستمر چهار نوع ارزشيابي پيشنهاد مي شود:
1- پرسش هاي کلاسي و آزمونک ها
2- ارزشيابي فعاليت هاي کلاسي
3- ارزشيابي خارج از کلاس
4- ارزشيابي از تکاليف
ادامه نوشته

نامه آبراهام لينكن به آموزگار پسرش

او بايد بداند كه همه مردم عادل و صادق نيستند، اما به پسرم بياموزيد كه به ازاي هر شياد، انسان صديقي هم وجود دارد. به او بياموزيد به ازاي هر سياستمدار خودخواه، رهبر جوانمردي هم يافت مي‌شود. به او بياموزيد كه در ازاي هر دشمن ، دوستي هم هست.

مي‌دانم كه وقت مي‌گيرد اما به او بياموزيد اگر با كار و زحمت خويش يك دلار كاسبي كند بهتر از آن است كه جايي روي زمين پنج دلار بيابد. به او بياموزيد كه از باختن پند بگيرد و از پيروز شدن لذت ببرد. او را از غبطه خوردن برحذر داريد. به او نقش و تأثير مهم خنديدن را ياد‌آور شويد.

اگر مي‌توانيد به او نقش مؤثر كتاب در زندگي را آموزش دهيد. به او بگوييد تعمق كند، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقيق شود. به گل‌هاي درون باغچه و به زنبورها كه در هوا پرواز مي‌كنند، دقيق شود.

به پسرم بياموزيد كه در مدرسه بهتر اين است مردود شود اما با تقلب به قبولي نرسد. به پسرم ياد بدهيد با ملايم‌ها، ملايم و با گردن‌كش‌ها ، گردن‌كش باشد. به او بگوييد به عقايدش ايمان داشته باشد حتي اگر همه بر خلاف او حرف بزنند.

به پسرم ياد بدهيد كه همه حرف‌ها را بشنود و سخني را كه به نظرش درست مي‌رسد انتخاب كند.
ارزش‌هاي زندگي را به پسرم آموزش دهيد.
اگر مي‌توانيد به پسرم ياد بدهيد كه در اوج اندوه تبسم كند. به او بياموزيد كه از اشك ريختن خجالت نكشد.
به او بياموزيد كه مي‌تواند براي فكر شعورش مبلغي تعيين كند، اما قيمت گذاري براي دل بي‌معناست!

به او بگوييد كه تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق مي‌داند پاي سخنش بايستد و با تمام قوا بجنگد.
در كار تدريس با پسرم ملايمت به خرج دهيد، اما از او يك نازپرورده نسازيد. بگذاريد كه او شجاع باشد، به او بياموزيد كه به مردم اعتقاد داشته باشد.